گلابی

سر کلاس ترسیم فنی نشسته بودم و آقاهه قشنگ داشت داد میزد دختر بغلیم برگشت دندونای زرد و لثه ی بیرون زده داشت لبخند عصبی زد و گفت آروم تر نفس بکش! یه بار دیگه سر یه کلاس دیگه که داشت میترکید از آدم و من به زور خودمو جا داده بودم اون جلو ها زد به شونم و با داد گفت درست بشین میری اونور من نمیبینم میای اینور من نمیبینم! منم گفتم خب چیکار کنم الان دقیقا که ببینی؟ و دهان را بست.

خب من ناراحت شدم که صدای نفس کشیدنم انقدر آزار دهندس برا یکی و اون لحظه نمیدونستم چیکار کنم، ینی جامو عوض کنم؟ حتی چند ثانیه نفسمو حبس کردم ولی نشد خب.در نهایت با تمام هیکل رفتم تو دیوار شاید کمتر عصابش خورد شع ولی از اون لحظه که گفت تا آخر کلاس من تمرکز کردم تا صدایی بشنوم و نشنیدم بابا داد میزد به مولا! حمیدم قبلا بهم گفته بود ولی تو سالن تاتر که سکوت کامل بود. اح بدرک اصن بعدا گوش حلق بینی یا هرجا که لازم رو عمل میکنم تا یکی با دندونای زرد و لثه بیرون زده نگه اروم نفس بکش!

ها راستی اینو یادم رفت :) داشتم از خیابون رد میشدم برم سوار تاکسی شم همون دختر اومد دستمو کشید گفت منم باهات هم مسیرم باهم بریم (چقدر آمار خونه ماهم داشت) بعدم کیف پولش خالی بود و من حساب کردم براش و کلی ایندفعه مهربون و فاکینگ فرندلی شد . کاش هر حرفی و تو هر موقعیتی نزنیم چون ممکنه پول تاکسی نداشته باشیم هاها 


منبع این نوشته : منبع
کلاس